من...

به من می گفت تنهایی غریب است
ببین با غربتش با من چه ها کرد
تمام هستی ام بود و ندانست
که در قلبم چه آشوبی به پا کرد
و او هرگز شکستم را نفهمید
اگر چه تا ته دنیا صدا کرد ...
عاشقانه

به من می گفت تنهایی غریب است
ببین با غربتش با من چه ها کرد
تمام هستی ام بود و ندانست
که در قلبم چه آشوبی به پا کرد
و او هرگز شکستم را نفهمید
اگر چه تا ته دنیا صدا کرد ...
واقعا دوستت دارم
واقعا دوستت دارم
گرچه شايد گاهي
چنين به نظر نرسد
گاه شايد به نظررسد
كه عاشق تو نيستم
گاه شايد به نظر رسد
كه حتي دوستت هم ندارم
ولي درست در همين زمان هااست
كه بايد بيش از هميشه
مرا درك كني
چون در همين زمان هاست
كه بيش از هميشه عاشق تو هستم
ولي احساساتم جريحه دار شده است
با اين كه نمي خواهم
مي بينم كه نسبت به تو
سرد و بي تفاوتم
درست در همين زمان هاست كه مي بينم
بيان احساساتم برايم خيلي دشوار مي شود
اغلب كرده تو ؛كه احساسات مرا جريحه دار كرده است
بسيار كوچك است
ولي آن گاه كه كسي را دوست داري
آن سان كه من تو را دوست داري
هركاهي ؛كوهي مي شود
و پيش از هر چيزي اين به ذهنم مي رسد
كه دوستم نداري
خواهش مي كنم با من صبور باش
مي خواهم با احساساتم
صادق تر باشم
و مي كوشم كه اين چنين حساس نباشم
ولي با اين همه
فكر مي كنم كه بايد كاملا اطمينان داشته باشي
كه هميشه
از همه راههاي ممكن
عاشق تو هستم


به خیالم که تو دنیا واسه تو عزیزترینم
اسمونها زیر پامه اگه با تو رو زمینم
من هنوزم نگرانم که تو حرفهامو ندونی
این دیگه یک التماس من میخوام با تو بمونم
بوسه يعني وصل شيرين دو لب
بوسه يعني خلسه در اعماق شب
بوسه يعني مستي از مشروب عشق
بوسه يعني آتش و گرماي شب
بوسه آغازي براي ما شدن لحظه اي با دلبري تنها شدن
بوسه يعني لذت از دلدادگي لذت از شب ... لذت از ... 
عشق رازی است
قصه نيستم که بگويی
نغمه نيستم که بخوانی
صدا نيستم که بشنوی
يا چيزی چنان که ببينی
يا چيزی چنان که بدانی...
من درد مشترکم مرا فرياد کن .
من از قصه زندگی ام نمی ترسم
من از بی تو بودن به یاد تو زیستن و تنها از خاطرات گذشته تغذیه کردن می ترسم.
ای بهار زندگی ام
اکنون که قلبم مالا مال از غم زندگیست
اکنون که باهایم توان راه رفتن ندارد
برگرد
باز هم به من ببخش احساس دوست داشتن جاودانه را
باز هم آغوش گرمت را به سویم بگشا
باز هم شانه هایت را مرحمی برایم قرار بده.
بگزار در آغوشت آرامش را به دست آورم
بدان که قلب من هم شکسته
بدان که روحم از همه دردها خسته شده.
این را بدان که با آمدنت غم برای همیشه من را ترک خواهد کرد.
بس برگرد که من به امید دیدار تو زنده ام

ای سر چشمه ی محبت
ای عشق واقعی
چگونه ستایشت کنم در حالی که قلبت از محبت بی نیاز است
چگونه ببوسمت وقتی که عشقت در وجودم جاری میشود
بگزار نامت را تکرار کنم نامت زیباست دلنشین است
چه داشته ای که اینگونه مرا تلسم کرده ای
من اینگونه نبودم تو عشق را با من آشنا کردی
تو هوای دلم را با طراوت کردی
زمانی که با تو هستم به آسمان به بیکران برواز میکنم
پس بدان دوستت دارم گرچه پایان راه را نمیدانم
وقتی دلتنگ شدی به یاد بیار کسی را که خیلی دوستش داری .
وقتی نا امید شدی به یاد بیار کسی را که تنها امیدش تو هستی.
وقتی پر از سکوت شدی به یاد بیار کسی را که تنها به صدایت محتاج است.
هروقت خواستی از غصه بشکنی بیاد بیار کسی را که در دلت یک کلبه ساخته است.


سلامی می گویم به گرمی عشق و به درخشندگی ماه شب چهارده و سلامی آتشین تر از عشق لیلی و مجنون و سلامی به خندانی شکوفه های بهاری و به طراوت و شادابی گل نرگس و به صمیمیت قلوب دوستان .

دارم از تو می نویسم
ای همه بود و نبودم
ای تو آسمان احساس
ای تو گرمی وجودم
دارم از تو می نویسم
ای یه لب، هزارتا خنده
ای تو معنی رسیدن
واسه ی دل دیوونم
من تو رو نفس کشیدم
توی آسمون عشقم
من برات گریه ها کردم
زیر این هلال مهتاب
چه دعاها که نکردم
واسه دیدن تو تو خواب
دارم از تو می نویسم
روی برگه های قلبم
روزی صد دفعه نوشتم
عاشقم، بی تو یه مرگم
مي نويسم ......
اري .... باز هم مثل هميشه براي تو مي نويسم ....
تويي كه مرا سرگردان دنياي قشنگ عاشقي كردي ،
تويي كه قلم روان قلبم را به دست دلم دادي تا براي اولين بار براي تو بنگارد ،
تويي كه ديگرهيچ گاه نمي توانم از كنارت با بي تفاوتي بگذرم و
انگاه كه تو اين كار را كردي بايد بگريم ،
تويي كه چيزي به من هديه كردي تا غمخوار و همدم تنهايي هايم باشد ،
تويي كه عشقي به من شناساندي تا اميد روشنايي فرداهاي تارم باشد ،
تويي كه فقط تو را از او مي خواهم و بس .
تويي كه هيچ در وصف مهرباني هاي بي پايانت نمي يابم ،
تويي كه نمي دانم جواب محبت هايت را چگونه مي توان داد ،
و تنها حرف و كلامي كه برايت مي يابم اين است :
با تمام وجودم دوستت دارم .
عشق اون لحظه ست که ادم التماس میکنه خواهش میکنه..... و نمیدونه بااین کار خودش بی ارزش میکنه و بازم نمیدونه که چیزای بی ارزش لایق عشق نیستن

1. اگر می خواهی خوشبخت باشی ، جز آن كه برایت مهیا است آرزو مكن .
2. وقتی می شنوی خوشبختی به سراغ كسانی می رود كه برای رسیدن به آن تلاش می كنند ، تعجب نكن.
3. راحتی و خوشبختی را با هم اشتباه نكن.
4. بدان كه خوشبختی به آسانی به دست نمی آید، برای به دست آوردن آن باید سخت تلاش كنی.
5. خوشبخت بودن كافی نیست، بلكه آنچه اهمیت دارد، این است كه بدانیم خوشبخت هستیم .
6. اقبال به سراغ كسی می رود كه به كار عقیده دارد نه به اقبال .
7. كامیابی و سعادت در زندگی ، فقط با حفظ توجه توحیدی و اهلیت اسلامی و فهم سازمانی بودن خانواده ، تأمین می شود.
8. برای استفاده بهینه از زمان خود، باید خوشبختی را هدف اصلی زندگی تان قرار دهید.
9. خوشبخت ترینِ مردم كسانی هستند كه زندگی شان در راه خواسته های مردم صرف شده باشد.
10. اگر می خواهی خوشبخت باشی جر آن كه برایت مهیاست آرزو مكن.
11. برای همه كس خوشبختی یك معنی بیشتر ندارد. رسیدن به آن آرزوی موهوم.
12. انسان در عین نومیدی ، امیدوار است.
13. خوشبختی در این است كه شخص بداند چه می خواهد و آنچه را آرزو دارد مشتاقانه بخواهد.
14. خوشبختی این است كه انسان دنیا را همان طور كه آرزو می كند ببیند.
15. سعادت جامعه به مراتب مهمتر از سعادت فرد است.
16. هر كس در طلب خیر و سعادت دیگران باشد ، بالاخره سعادت خودش را هم به دست خواهد آورد.
17. با تقوی و خوبی می توان سعادت را خرید.
18. تا انسان تمایلات خود را در حد اعتدال نگه ندارد سعادت و خوشی نخواهد داشت.
19. خوشبختی فقط یك تعریف دارد. باور داشتن خوشبختی.
20. خوشبختی نتیجه ورزش و تندرستی است.

عشق چيست؟
زندگي بدون عشق مثل استفاده از تنفس مصنوعي است .
آيا به خاطر اين كه به شما نياز دارم دوستتان دارم يا به خاطر اين كه
دوستتان دارم به شما نياز دارم؟ وقتي
به كسي مي گوييد « دوستت دارم » به چه معني است؟ جواب ها و
تفاسيرزيـادي به اين ســوال وجود دارد.
اما زماني كه اين سوال را مي پرسيد اكثريت مردم مي گويند كه عشق يك
حس اسـت و در قالب يك كـلـــمه
نمي گنجد. مردمي كه عاشق شدن را تجربه كردند از يك احساس دروني
شبيه خواب گرم و شـيرين و گاهي
از گيجي و بي فكري صحبت مي دهند . روانپزشكي بيان كرده « ديوار عاشق
شدن به راستي باعث بيماري رواني مي شود.


در کنار آشیانه تو آشیانه می کنم...
فضای آشیانه را پر از ترانه می کنم...
کسی سوال می کند برای چه زنده ای...
برای زندگی تو را بهانه می کنم...

اگر با تو باشم و نباشم
اگر پیش تو باشم و نباشم
اگر ماه من باشی و نباشی
به اندازه لحظه های بودن و نبودن دوستت دارم
صداي چک چک اشکهايت را از پشت ديوار زمان مي شنوم و مي شنوم که چه معصومانه در
کنج سکوت شب ، براي ستاره ها ساز دلتنگي مي زني و من مي شنوم مي شنوم هياهوي زمانه
را که تو را از پريدن و پرکشيدن باز مي دارد آه ، اي شکوه بي پايان اي طنين شور انگير من
مي شنوم به آسمان بگو که من مي شکنم ! هر آنچه تو را شکسته و مي شنوم هر آنچه در
سکوت تو نهفته
